خط داستانی
این فیلم داستان دو عاشق را روایت میکند که یکدیگر را به عنوان افراد ثروتمند به تصویر میکشند. نوین به عنوان منشی کار میکند تا از خواهر و برادرانش حمایت کند. با این حال، او نمیتواند شغل خود را برای مدت طولانی حفظ کند و به طور مکرر با مردان فریبکار مواجه میشود. در نهایت، او شروع به کار برای احمد بی، یک روزنامهنگار و نویسنده میکند. او همچنین مراد را در ساختمان آپارتمان احمد بی دیده است. این دو جوان به یکدیگر جذب میشوند، اما هر کدام درباره دیگری اشتباه کردهاند. نوین و مراد به یک دروغ کوچک متوسل میشوند زیرا فکر میکنند که یکدیگر ثروتمند هستند. نوین خود را به عنوان دختر احمد بی معرفی میکند و مراد به عنوان جواهرساز عثمان آلتینزاده. این دروغ که به عنوان یک بازی بیگناه آغاز شده، به تدریج به یک معما غیرقابل حل تبدیل میشود.