خط داستانی
یک خانواده مرفه که در یک شهر حومه زندگی میکنند، از دریافت خبر بازدید خواهرزن همسرشان ناراحت شدند. وقتی او رسید، به سردی از او استقبال شد، مجبور به انجام خدمات خُرد گردید و بیشتر مانند یک خدمتکار تا یک خویشاوند با او رفتار شد. طبیعی است که او بسیار ناراحت بود. در این زمان، خانواده با خبر بازگشت دوست قدیمی پدر که به استرالیا رفته بود تا ثروتمند شود و با یک میلیون دلار بازگشته بود، هیجانزده شدند. والدین فکر کردند که این فرصت عالی برای تنها فرزندشان است و برنامهریزی کردند تا او را به میلیونر بدهند.