خط داستانی
اد وِرتنیت یتیم نسبتاً خوب نیست اما اشتباه های زیاد او را بارها به زندان می اندازد تا پسر کوچکش ویل که کاری جز رهایی از مادر پیدا نکرده دارد تنها دارایی اش مادربزرگ است وقتی از برنامه ای برای زندانیان در کشاورزی پایه داران مطلع می شود ادی ثبت نام می کند و با اسب بی جان به نام بیگ اسپندر آشنا می شود او سعی می کند اسب را به گونه ای تربیت کند تا شغل جدیدی در پرش پیدا کند این موفقیت می تواند گواهی نامه ای برای آینده شغلی واقعی باشد که وقتی مادربزرگ درگذشت او قول می دهد از ویل حمایت کند و در غیر این صورت ویل در خانه ای که به او آسیب رسانده بود می ماند