آروزو، هجده ساله
Rosario, 18
آروزو دختری جذاب بود که باور داشت فقط شایستهٔ بهترینهاست و تنها متعلق به مردی است که میتواند او را با تجملات نوازش کند. بنابراین وقتی کریس، پسری جوان و خشن از خانوادهای فرورفته از او را جذب میکند، او او را رد میکند زیرا فکر میکند که شایستهٔ او نیست. اما کریس پذیرش رد را ندارد و تصمیم میگیرد با زور با او برخورد کند. جهان آروزو پس از این حادثه بههم میریزد. پدرش در تصادف با مادرش دچار آسیب میشود و به ناچار او به کار کثیفِ فاحشهگری میپردازد. در این میان کریس برای جرمش پرداخت میشود. اما به دلیل رفتار نمونهاش در زندان، با آزادی از زندان بیرون میآید. کریس آروزو را مییابد و او را در خانهای قرمز پیدا میکند. آیا پایانی خوش برای کریس و آروزو خواهد بود؟