پاسخ قلعه
سرهنگ حریو، یک افسر امنیت دولتی، موفق میشود بفهمد که مرکز جاسوسی به نام قلعه نامههای رمزگذاری شده دریافت میکند. مدتی بعد، مأمور بلغاری در غرب گزارش میدهد که جاسوس اشتراک یک مجله زنانه فرانسوی دارد. مردان امنیت دولتی یک آرایشگر را پیدا میکنند که مجله را دریافت کرده و آن را به ایوان بولیارسکی، مدیر یک اداره مهم دولتی، تحویل میدهد. حریو بولیارسکی را دنبال میکند تا به ملاقات با هاک، همکارش در یک واحد نظامی برود. هاک موافقت میکند که اطلاعات مورد درخواست را به مبلغ گزافی ارائه دهد. حریو با هاک روبرو میشود و در درگیری او را میکشد. بولیارسکی دستگیر میشود. سرهنگ حریو در سلول او کاشته میشود. در لحظهای از ناامیدی، مأمور اسرار قلعه را به حریو فاش میکند. حریو باید به قلعه برود و خود را به جای هاک جا بزند. او به یک پرش در تاریکی میپرد و نمیداند که آیا هرگز به همسر و فرزندش بازخواهد گشت.