یک گالیسی در هاوانا
Una gallega en La Habana
دوست پسر کاندیدا او را در اسپانیا ترک کرد تا به هاوانا برود. پس از بیست سال بدون خبر، او تصمیم میگیرد به دنبال او برود، اگرچه تنها چیزی که از او میداند نامش است. در بندر هاوانا، او با یک قاچاقچی جواهر اشتباه گرفته میشود که باعث شروع یک سری از رویدادهای کمدی میشود.