خط داستانی
در یک شب در سال 1945، گروهی از زنان سالخورده زندگی یکی از اعضای خود را به یاد می آورند. شصت سال پیش، ترز تنها 20 سال داشت که با دوست پسرش، فیرمین، یک آهنگر، به چاتیلون، شهری در پرووانس فرار کرد. در اینجا، او با مادام نومانس ثروتمند آشنا می شود که به خاطر کارهای نیکش شناخته شده است. وقتی مادام نومانس متوجه می شود که ترز باردار و بیکار است، اصرار می کند که او به خانه ای در املاک او نقل مکان کند. در حالی که فیرمین از این ترتیب ناراضی است، ترز به زودی متوجه می شود که می تواند از این وضعیت بهره برداری کند و از سادگی و سخاوت حامی خود به نفع خود استفاده کند.