کملوت
Camelot
وقتی پادشاه جرلاک می میرد، از میرلن جادوگر میخواهد از نوزاد آرتور مراقبت کند و بهترین تلاش خود را برای جایگاه پادشاهی انجام دهد. با وجود اصرار آرتور به اینکه به شاگردی میرلن درآید، میرلن اصرار دارد کارهای مهم تری در پیش است. وقتی میرلن کینسیا را به شاگرد جدید خود معرفی میکند، آرتور به جستوجوی سرنوشت خود میرود. به زودی توسط شوالیهٔ شیطانی بالدریک گرفتار و در قفسی به خزندهای برای خوردن میافتد. خوشبختانه، کینسیا با استفاده از قدرتهای جادویی و حیلهگری خود آرتور را آزاد میکند تا به استونهنج برود و با شوالیههای قلمرویی که میخواهند از سنگ بیرون کشیدن شمشیر برای پادشاهی آغاز کنند، رقابت کند. آرتور به راحتی شمشیر را بیرون میکشد و پادشاه جدید میگردد.