خوشبختی کوچک و بزرگ
Das kleine und das große Glück
شوالک، سرپرست جدید یک گروه ساخت جاده، فردی فعال و موفق است - هم در کار و هم در روابط با زنان. اما این بار اوضاع به خوبی پیش نمیرود. اگرچه در ابتدا با بریگادیر اریکا که به او علاقهمند میشود، راحت است، اما در محل کار اوضاع به هم میریزد. آرزوی او برای برنده شدن در یک مسابقه باعث میشود که در حین ساخت جاده اشتباه کند. اریکا از رفتار خودخواهانه او خشمگین میشود و مشکوک است که او فقط به دنبال یک ماجرای عاشقانه با اوست. او از او روی برمیگرداند. با این حال، شوالک اشتباهاتش را میشناسد و تمام تلاشش را میکند تا خسارت را جبران کند - هم به محل ساخت و هم به اریکا. جاده به موقع تحویل داده میشود.