مادهبان
Madhuban
این داستانیست از بومیان جلاکپکور با حقوق ابتدایی زندگی شان که توسط قرض دهندگان خسیس کارگرانی که وام های اندک می دهند و سودهای کلانی می گیرند از آنها سلب می شود سولاتا پیمانکاری است که به بومیان توجه می کند اما کارفرمایش سوندارام انسان بسیار حریص است که نه تنها به آزار بومیان می پردازد بلکه آرزوی ازدواج با سولاتا را دارد سولاتا با ساتینات آشنا می شود که همواره از بومیان در برابر هر آسیب محافظت می کند و از آن پس به مراقبت از منافع مردم قبیله می پردازد