خط داستانی
سرقتی در دهکده ای دور از شهر رخ می دهد و سارقین نه تنها می تازند بلکه می کشند. یانتی تجاوز می شود و به جاکارتا برده می شود. هر دو والدین و خواهر کوچکش توسط سارقان کشته می شوند. راچمان که واقعاً یانتی را دوست دارد او را در یک کلوب شبانه پیدا می کند. با وجود اینکه او به فاحشه تبدیل شده است اما راچمان همچنان او را دوست دارد. آن دو فرار می کنند و در روستا ازدواج می کنند. یانتی از جد فامدار راکمان هنرهای رزمی می آموزد و تصمیم می گیرد به تلافی مهاجمان و روسپی گری که او را در تن فروشی گرفتار کرده اند بپردازد. با تاکتیک های گوناگون و نبردهای فراوان، یانتی و راچمان criminals را شکست می دهند و از شر قاچاقچیان خلاص می شوند.