یک دشمن بیگانه
An Alien Enemy
نیسا فون ایگل که با پدربزرگ فرضیاش، آدولف اشمیت، زندگی میکند، عاشق آمریکا است، هرچند که خود را متولد آلمان میداند. نیسا نمیداند که وقتی سه ساله بود، پدر و مادرش، که هر دو متولد آمریکا بودند، در آلمان به دست امیل کونیگ کشته شدند. کونیگ به عنوان مجازات به ایالات متحده فرستاده شد تا به نفع دولت میهنش کار کند و اکنون با اشمیت در شرکت تولیدیاش همکاری میکند. کونیگ از نیسا میخواهد که به نفع آلمان کار کند. او شورش میکند و به خانه دیوید هیل، وکیل پدربزرگش، فرار میکند که اکنون در خدمت دولت ایالات متحده است. هیل و نیسا ازدواج میکنند و به فرانسه میروند، جایی که دختر دوباره با کونیگ روبرو میشود و پس از ماجراهای هیجانانگیز، او را در دفاع از خود میکشد.