مضفور انسانی
Der Menschenfresser
یک نویسنده جنایی در قطار به برلین با مردی اسرارآمیز که ادعا می کند آدمخوار است همسفر می شود در ابتدا کنجکاو است اما به شک می افتد و تخیلش رمان تازه ای می آفریند که کارآگاه روزا روث را در بر می گیرد که پرونده ای مشابه را بررسی می کند با گذشت سفر اعتماد نویسنده سست می شود و ترس و بی اعتمادی جای آن را می گیرد رفتار او بیشتر نگران کننده می شود و مرد با گفتارهای نامناسب از سوی دختر جوانی که گزارش می دهد رازهای او را آشکار می کند در واگن غذاخوری او ادعا می کند یکی از مسافران را خورده است و ابزارهایش نزدیک است با وجود ترس او کشش بیشتری برای کشف روش های او پیدا می کند و مرز میان رمان و واقعیت را محو می سازد در نهایت fantasیا او با واقعیت ترکیب می شود و به پیامدهای وخیمی می انجامد