خط داستانی
دانشجوی حقوق کارولین و استاد دستیار تام ازدواج پنهانی دارند. کارولین از برخورد مادرش هِلا که از طلاق دو دهه پیش به مردان بدبین است، هراس دارد و تام از نقد استاد حقوق خانواده که با این concept ازدواج مخالفت میکند، فراری است. به طور اتفاقی کارولین اطلاعاتی داغ به دست میآورد: مادرش و استاد قبلاً با هم رابطه داشتند و او فرزند آن دو است. با انگیزهای تقریباً فرستادهشده به وظیفه، او به مصممسازی دو بزرگسال برای بازگشت به هم میپردازد. اما در این فرایند، او راه تحصیلات دانشگاهیاش و ازدواج خودش را به بحران میبرد.