خط داستانی
یک شکارچی و سگ ردیابش تمام روز در حال شکار بوده و تصمیم میگیرند برای شب به خانه برگردند. آنها در کلبه شکارچی مستقر میشوند و هر کدام به تخت خود میروند (با این وعده که صبح زود دوباره شکار کنند که این موضوع سگ را ناراحت میکند). سگ در تختش جا میگیرد اما تمام شب به خاطر حواسپرتیهای مختلف بیدار میماند. ابتدا با یک جیرجیرک پر سر و صدا مواجه میشود که آن را آرام میکند و سپس نور ماه که بر روی پاندول ساعت میتابد، او را مزاحم میکند. بعد از آن، فرش آتش میگیرد و سگ قهرمان با شجاعت خانه را از سوختن نجات میدهد. اما حالا تختش خیس شده و به تخت صاحبش میرود... که به قدری خرخر میکند که آزاردهنده است. سرانجام صبح میرسد و شکارچی آماده رفتن است اما سگ بیخواب به او اعتراض میکند و به زندگی با سایر حیوانات میرود!