خط داستانی
ماییل شانزده ساله به طور مخفیانه مورد عشق پسرعمویش، چپانی، و یک جوان شرور روستا، پاراتای، قرار دارد. اما او به یک پزشک شهری که از او سوءاستفاده میکند و او را ترک میکند، دل میبندد. به تدریج او متوجه میشود چقدر چپانی او را دوست دارد و در همین حال، پاراتای نیز به ماییل چشم دوخته است.