خط داستانی
خوانندگان فقیر، اومه و برادرش بابل، توسط نیرمال کشف میشوند. اومه به یک ستاره تبدیل میشود و با نیرمال ازدواج میکند، اما ناامنی او باعث میشود که او را و دخترشان، منجو، ترک کند. وقتی نیرمال اومه را دوباره روی صحنه میبیند، منجو را ربوده و بعد از سالها، خانواده دوباره به هم میپیوندند و اومه به نقش خانهدار برمیگردد.