خط داستانی
این فیلم در حومه شهر آغاز میشود، جایی که رئیس ایستگاه ویریماکی در حال گذراندن تعطیلات تابستانی خود است. او به حدی در حال و هوای تعطیلات فرو رفته که در لحظهای که باید به کار برگردد، از خواب بیدار میشود. متأسفانه آخرین کشتی از جزیرهای که در آن تعطیلات گذرانده است، قبلاً حرکت کرده، اما به شانس خوب، ساکنان محلی، هیمنن و کهکونن، قول میدهند که به او کمک کنند. اما اوضاع به گونهای دیگر پیش میرود و تلاش برای کمک، ماجرایی پر از سوءتفاهمها و چرخشهای داستانی را آغاز میکند.