خط داستانی
مردی شکارچی در رستوران ماکسیم است. او در استانها زندگی میکند و خانوادهاش از شغل او بیخبرند. به محض اینکه پول کافی جمع کرد، شغلش را ترک میکند و به خانهاش برای عروسی دخترش با یک مارکیز میرود. این مارکیز یکی از مشتریان دائمی رستوران است و مرد سعی میکند قبل از فاش شدن حقیقت، از برگزاری عروسی جلوگیری کند.