خط داستانی
افسانه فاوست گوته در این درام درباره یک اختلاف بین دو دانشمند به تصویر کشیده شده است. وقتی دکتر ولونتاس متوجه میشود که رقیبش، دکتر فلیکس نیکوکار، در حال پیشی گرفتن از او در تهیه سرم برای سرطان است، تصمیم میگیرد دکتر خوب را به فساد بکشد. یک زن بیگناه، مارگارت، به عنوان طعمه به کار گرفته میشود و این کار مؤثر است! دکتر فلیکس به زودی هم کارش و هم خود را فراموش میکند، در حالی که شیطان آماده است تا روح او را تصاحب کند. (Stumfilm.dk)