خط داستانی
"یک آسمان خالص و آرام، یک خورشید درخشان جنوبی، یک دریای سیاه گرم و دوستی عمیق و واقعی از قلبهای سوزان جوانان شوروی و رومانیایی را به هم متصل میکند..." یک گروه موسیقی از دانشجویان رومانیایی آرزو دارد که برای یک مسابقه در سوچی، روسیه انتخاب شود. آنها شایعاتی میشنوند که یک کشتی روسی با یک جستجوگر استعداد جشنواره به بندر کنتانسا میآید. این گروه برای اجرای یک برنامه در بندر آماده میشود تا توجه جستجوگر را بلافاصله پس از ورود جلب کند. یک سوءتفاهم منجر به یک سری پیچیدگیها میشود که شامل یک چمدان، دو گنگستر کوچک، یک توریست بلوند و درامر گروه است. این تلاش برای داستان به طور طبیعی با کنوانسیونهای کمدیهای موزیکال عاشقانه مطابقت دارد و نتیجه آن فیلمی پر از آهنگ و رقص است. با عناوین آهنگهای به یاد ماندنی مانند "بله، من یک چتر هستم" و "بیایید گیتار من را بزنیم"، این همکاری رومانیایی-شوروی به همان اندازه احمقانه است که غیرقابل مقاومت.