خط داستانی
مردی تنها به نام اریک فلو به شرکت خانوادگی سازنده عتیقههای چوبی در آستانه ورشکستگی و تصاحب توسط گروه رومانس میگردد. اریک کنترل شرکت را از دست میدهد اما از سوی ساندرين ری، رئیس گروه رومانس، پیشنهادی میشنود: او میخواهد بچهای به دنیا بیاورد اما رابطهای نمیخواهد. بنابراین، او ازدواج میکند و پس از تولد فرزند از هم جدا میشود. در مقابل، اریک همچنان مدیرعامل باقی میماند و احتمال بازگشت سرمایه نیز وجود دارد.