خط داستانی
تام جوانی با ایدز در لندن با معشوقش آرا زندگی می کند بیماری عصبانیت او را تشدید می کند و تصمیم ناگهانی می گیرد تا به گلاسگو برود تا خانواده ای را که ده سال است ملاقات نکرده ببیند برادرش اِن از سبک زندگی اش کاملاً متنفر است و تنها مادرش شفقت نشان می دهد سفر به کابوسی بدل می شود که زوال سلامت تام با اوج می رسد در انتها اتفاقاتی رخ می دهد که آرا تام را به لندن بازگردانده و او در می یابد که خانواده واقعی او خانواده پذیرفته شده اش در لندن است.