خط داستانی
یک کارمند پست تنها و پیر در این درام تاریک مکزیکی قربانی جوک ناخوشایند میشود. درد از جایی آغاز میشود که پُستچی بداخلاقی به نام آندره از دوستدختری جوانِ همسایه، ماریانا، که به هر دوستدارش موسیقی بلند پخش میکند، شکایت میکند. برای انتقام، ماریانا به ارسال نامههای عاشقانهٔ ناشناس برای او آغاز میکند. پیرمرد از این Letters رازآلود جذب میشود و یک کارآگاه ارزان قیمت را برای یافتن نویسندهٔ آنها میگیرد. کارآگاه مطمئن است مجرم ترسیمکنندهٔ ترسناک، ترِسیتا، یک کنندگار پیر که به همکاری با طرح برای کسب درآمد میپیوندد. دوست و همکار آندره سعی میکند او را از اینکه همه چیز بازی است آگاه سازد، اما او عاشق است و چیزی را نمیشنود. در عین حال، ماریانا سعی در جلب توجه لویی فلیپه، روزنامهنگار سنگدل و بیرحم tabloid دارد که از او تصاویر صحنههای قتل میگیرد. در نهایت، هر دوی آنها سرنوشتی ناخوشایند را در پایان داستان تجربه خواهند کرد.