خط داستانی
فرنک با هدف خودکشی در یک هتل ارزان اقامت کرده است تا با تفنگش خود را بکشد. اما درست همان طور که قصد پرتاب تفنگ به سر خود را دارد، زمینلرزه طولانیای آغاز میشود و هدف او را از دسترسی به هدفش باز میدارد. زمینلرزه همچنین باعث آشنایی او با یک فاحشه میشود که در اتاق مجاور کار میکند و بین آنها دوستی پدید میآید. در بیش از یک بار که با هم گفتگو میکنند، بار دیگر از او میخواهند: مرا فرنکی صدا نزنند