خط داستانی
مالک ثروتمند مزارع، پیناود، به طرز وحشیانهای در سیلان به قتل میرسد. همسر جذاب آلمانیاش، آن، مظنون به این جرم شده و توسط بازپرس سردان دستگیر میشود. او مأمور میشود تا او را به کلمبو ببرد. اما هواپیما در راه با طوفان شدیدی مواجه شده و به زودی سقوط میکند. آن پیناود و سردان تنها بازماندگان خدمه هستند و خود را به یک جزیره متروکه نجات میدهند. آنها با ورنر بکر، که با قایقش غرق شده و در اینجا سرگردان است، روبرو میشوند. در حالی که سردان همچنان به گناهکار بودن آن اعتقاد دارد، ورنر بر این باور است که او بیگناه است. به زودی تنش بین این دو مرد افزایش مییابد و آنها برای جلب توجه آن رقیب میشوند.