خط داستانی
مرلین و دومین موزیکدان از قطار پرتاب میشوند. مرلین یک ضیافت از کلاه خود تولید میکند؛ لو، هندی فقیر این را میبیند و به کلاه حسادت میکند. او آن را میگیرد، اما تلاشهایش برای استفاده از آن به شکست میانجامد و مرلین در طول تعقیب او را بارها فریب میدهد. لو در نهایت دوباره کلاه را به دست میآورد؛ مرلین میگوید که میتواند آن را داشته باشد، اما اول باید لوله صلح را بکشند: یک بمب غولپیکر. مرلین به اجرای خود میپردازد و مشخص میشود که تماشاگران پر از هندیها هستند که به او حمله میکنند.