خط داستانی
ویکتور و النا تازه ازدواج کردهاند و زندگی اجتماعی پرمشغلهای دارند. در حالی که ویکتور فردی با فرهنگ و آرام است، النا زیبا، باهوش و بیقرار است و دائماً تحت انتقاد مادرش، که او نیز النا نام دارد، قرار میگیرد. مادر النا فردی بسیار با سلیقه، درست و بورژوا است. این سه نفر در لحظهای نسبتاً مبهم و در عین حال بسیار احساسی از زندگیشان درگیر خواهند شد.