خط داستانی
یک نقاش مشهور در بیکاری در املاک مالک بلوکوروو زندگی میکند. روزی او با خانواده ولچانینوف که در همسایگی زندگی میکنند ملاقات میکند، که دو دختر دارند: بزرگتر (لیدیا)، دختری جدی و سختگیر با باورهایی که سعی میکند به مردم عادی کمک کند و خیلی هم نقاش را به خاطر بیکاریاش دوست ندارد، و کوچکتر (ژنیا یا میسیوس) که به زودی به نقاش علاقهمند میشود. نقاش نیز به ژنیا عاشق میشود، اما لیدیا خوشبختی آنها را خراب میکند...