خط داستانی
فقط در یک بحران است که من هر دو صحنه را همانطور که آموزش دیدهام میبینم (یعنی با پرسپکتیو رنسانس، منطق سهبعدی - رنگها را همانطور که آموزش دیدهایم رنگ بنامیم و غیره) و الگوهایی که به طور مستقیم از درون ذهن از طریق عصبهای بینایی حرکت میکنند... نقاطی در برابر چشمانم، به اصطلاح... و این تجربهای بسیار شدید، آزاردهنده اما شاداب است. من دیدهام که هر بار که یک کودک به دنیا میآید... حالا هیچکدام از آن در فیلم «آب پنجره نوزاد در حال حرکت» نبود؛ و من میخواستم فیلم زایمان که تمام دیدن من را در چنین زمانی بیان کند.