خط داستانی
اگر معلوم شود که الکساندر انگلمن، رئیس انگلمن-ورکه، کاپیتان صنعت و مالک تنها یکی از بزرگترین شرکتها، در طول جنگ راننده پرداختکننده پول، پل کُرن، بوده است، برای مطبوعات جشن بزرگی خواهد بود... البته راننده بدی است. حداقل این چیزی است که پل، که اکنون راننده انگلمن است، ادعا میکند. پل تقریباً همه چیزهایی را که به زندگی خصوصی انگلمن مربوط میشود، مدیریت میکند، اما بهویژه جولیا، دختر ششساله الکساندر، که در یک خانه بدون مادر بزرگ میشود، مانند یک گیاه زیبا اما وحشی - زیبا برای دیدن، اما بسیار خاردار. او به یک مادر نیاز دارد! اما چگونه انگلمن زنی را پیدا کند که فقط به میلیونها فکر نکند؟ بدیهی است که در طول جستجو، مشکلات زیادی پیش میآید. اما به لطف پل محتاط و متعادل، زن مناسب برای انگلمن و مادر مناسبی برای جولچن پیدا میشود.