خط داستانی
قاضی ژولین لامی به طور مرتب با رفاه کودکان، به ویژه بزهکاران بدشانس، سر و کار دارد. وقتی یتیمی به نام آلن روبر، انباری متعلق به خانوادهی سرپرست آزارگرش را آتش میزند، قاضی لامی چارهای جز فرستادن او به یک زندان نوجوانان ندارد. در آنجا او با پسری بزرگتر به نام فرانسوا لانو ملاقات میکند که desperate است تا فرار کند و با دوست دخترش سیلوت دوباره دیدار کند. پسرها در نهایت از مؤسسه فرار میکنند، در حالی که فرانسوا به دنبال عشق گمشدهاش میگردد و آلن به دنبال والدینش است. متأسفانه، شورشیان کوچک با مشکلات بزرگی در بیرون مواجه میشوند.