خط داستانی
فرزند سیلوی توسط یک اتوبوس زیر گرفته میشود و او را به نوشیدن سم وادار میکند. در این فرآیند، او نابینا میشود و این باعث میشود که شوهرش به خواهر بسیار جوانتر او تمایل پیدا کند. پس از انجام یک عمل خطرناک برای بازگرداندن بیناییاش، او بینایی ترمیمشدهاش را پشت عینکهای تیره پنهان میکند تا بتواند خواهر و شوهرش را در حین ادامه رابطهشان زیر نظر بگیرد.