خط داستانی
این سه نفر یک دسته آبجو خانگی درست میکنند، اما وقتی که کوری مقداری از آن را به یک پلیس میفروشد، به زندان میافتند. بیاحتیاطی کوچک آنها به یک حکم چهل ساله تبدیل میشود وقتی که یک بشکه آبجو که کوری زیر کت خود پنهان کرده، در حین عکاسی از آنها منفجر میشود. در زندان، این سه نفر با رئیس زندان به مشکل میخورند و وقتی که سعی میکنند فرار کنند، به کار در سنگچین میافتند. وقتی به عنوان مردان سالخورده با ریشهای خاکستری آزاد میشوند، اولین چیزی که کوری میخواهد یک بطری آبجو است.