خط داستانی
میکی و پلوتو در پرواز به آمریکای جنوبی یک توقف کوتاه دارند. میکی توپ پلوتو را به داخل جنگل پرتاب میکند و پلوتو به دنبالش میدود، اما توپ دقیقاً شبیه به یک آرمادیلو است که به شکل توپ در آمده است. این موضوع برای پلوتو مدتی بسیار گیجکننده است. اما او در نهایت با آرمادیلو دوست میشود. او این موجود را به داخل یک غار درست پشت توپش تعقیب میکند و توپ را پاره میکند و فکر میکند که آرمادیلو است، که او را بسیار ناراحت میکند تا اینکه آرمادیلو دوباره ظاهر میشود.