خط داستانی
پنیر کوچولو یک موش جوان است که فکر میکند بزرگتر از آن چیزی است که هست. مادر به او میگوید که به رختخواب برود و او را "مرد کوچک مادر" مینامد؛ اما او نمیخواهد. جانب شیطانی او بیدار میشود و او را به سمت پنیر در انباری هدایت میکند، جایی که جانب فرشتهاش ظاهر میشود تا او را متوقف کند. شیطان او را به سمت وسایل سیگار میبرد، جایی که او لولهای را روشن میکند، سپس به یک مجله جنجالی و بعد به مشروبات الکلی میرسد. پنیر مست به دنبال گربه میگردد، اما وقتی آن را پیدا میکند، واقعیت او را به سرعت هوشیار میکند. در همین حال، شیطان توسط فرشته در یک نسخه از «دوزخ دانته» به دام افتاده است. فرشته به پنیر کمک میکند تا فرار کند و او بسیار خوشحال است که به رختخواب برود و مرد کوچک مادر باشد.