خط داستانی
الک اسمارت، که در حال تدریس در یک زندان است، برای شغل مدیر مدرسه عمومی نزدیک درخواست میدهد تا جایگزین مدیر قبلی شود که به خاطر نوشتن چکهای جعلی محکوم شده و به زندان رفته است. اسمارت از فرماندار درخواست میکند تا برای او یک توصیهنامه خوب بنویسد که او به طور تصنعی آن را تهیه میکند. سپس او توصیهنامه واقعی خود را مینویسد که بسیار منفی درباره استعدادهای اسمارت است. متولی که به عنوان منشی فرماندار کار میکند، فیکر براون، به طور "تصادفی" دو نامه را با هم قاطی میکند و نامهای که اسمارت را تحسین میکند، تحویل میدهد. بر اساس این نامه، لیدی دورکینگ، که هیئت مدیره را اداره میکند، اسمارت را به این شغل منصوب میکند. این موضوع معاون او، سرهنگ کرابلیغ، را که به ترفیع برادرزادهاش، معاون مدیر، تمایل داشت، عصبانی میکند.