خط داستانی
مری کارلتون، که با پدر ناتوانش در یک کشتزار پنبه زندگی میکند، نامهای از باب، برادرش در نیویورک دریافت میکند که در آن اعلام میکند به خاطر جرمی که ادعا میکند بیگناه است، با خطر اعدام در صندلی الکتریکی مواجه است. مصمم به نجات او، به آنجا میرود، از ارتباط او با یک باند زیرزمینی مطلع میشود و شروع به مشکوک شدن به جوزف خوشتیپ به عنوان فردی مرتبط با این جرم میکند.