خط داستانی
این فیلم در سالهای پیش از انقلاب و دوره اولیه رژیم شوروی اتفاق میافتد. در یک پناهگاه صومعه در یکی از شهرهای غربی روسیه، یولکا، یتیم، از چوپان جروم پسری به دنیا میآورد. سرپرست پناهگاه، پاولیکا، به دستور پدر، نوزاد را میکشد و جسد را در محله یهودیها دور میاندازد. گروههای سیاه صدای شایعهای را پخش میکنند که قتل به دست یهودیان برای مقاصد آیینی انجام شده است. هرج و مرج به وجود میآید که توسط مقامات شهر حمایت میشود. کلیسا از پناه دادن به یهودیانی که از دست اراذل و اوباش فرار میکنند، امتناع میکند.