خط داستانی
پیرو و پیروت، برادر و خواهر، در یک کاروان با پدربزرگشان که قبلاً رئیس یک سیرک بوده زندگی میکنند. برای تأمین معیشت، آنها در خیابانها آواز میخوانند و زندگیشان شاد است. اما یک خانم خیرخواه مداخله میکند و مصمم است که پدربزرگ را به خانه سالمندان ببرد و بچهها را به یتیمخانه بسپارد. پیرو و پیروت فرار میکنند و به دست یک فروشنده سیار میافتند که میخواهد از آنها برای دزدیها استفاده کند.