خط داستانی
کلورندا وایلدیرز رابطهاش را با سر جان اوزن بیرحم قطع میکند تا با یک اشرافزاده ثروتمند، مارتون، دوک اوزوند، نامزد شود. کلورندا بهطور تصادفی سر جان را میکشد زمانی که او، از ازدواج قریبالوقوعش عصبانی شده، تهدید به باجخواهی میکند. او جسد را در زیرزمین دفن میکند و قبل از ازدواج با اوزوند، به او اعتراف میکند.