خط داستانی
کارلوتا پیل، که با وجود اینکه توسط عمه ویکتوریاییاش از حقایق زندگی محافظت شده است، از طریق مطالعه نامنظم اطلاعاتی به دست آورده، در یک کنسرت با دیاز، پیانیست مشهور، ملاقات میکند و شب را با او میگذراند. بعداً، در لندن، او به عنوان یک رماننویس مشهور میشود و ناشر متأهل فرانک ایسپنلاو که به او علاقهمند است، او را به فرانسه دنبال میکند و وقتی او را رد میکند، خودکشی میکند. در پاریس، کارلوتا دیاز را که به خاطر نوشیدن آبجو در وضعیت بدنی قرار دارد، پیدا میکند و خود را وقف بهبودی او میکند.