خط داستانی
کریستین بلیکِر که توسط برادر شوهر ثروتمندش ویلیام هولینز آموزش دیده، برنامهریزی میکند تا با رالف لینکورت ازدواج کند وقتی که او طلاق بگیرد. اما او بهطور همزمان مورد توجه نانسی بارون قرار دارد که کریستین او را دوست ندارد. نِد کِلِگ عاشق منشی اجتماعی باربارا است و از توجه بارون، شوهر سالخورده نانسی، ناراحت است. نل مارتین، خدمتکار خانه هولینز، عاشق باغبان است اما توسط پیشخدمت مورد آزار قرار میگیرد. خلبان ملوین و مکانیکش لو پرین میرسند و لو پرین با نانسی در یک اتومبیل فرار میکند، در حالی که ملوین و کریستین او را تعقیب میکنند و مجبورش میکنند او را رها کند. کریستین نامزدیاش را با ملوین اعلام میکند، که میگوید مرد فقیر است. در نتیجه این آشفتگی، مشخص میشود که نل، که تهدید به افشا شده، خودکشی کرده است. این شوک باعث تغییر احساسات میشود: باربارا بارون را رد میکند و کِلِگ را میپذیرد و کریستین ملوین را میپذیرد و از اینکه فقر او را شریک میشود، راضی است. این فیلم به عنوان یک فیلم گمشده شناخته میشود.