خط داستانی
سالی ریبرن، زن جامعه، بیپول میماند و توسط یک زن مسنتر کمک میشود. این زن به وضوح میگوید که برای جبران کمکش، سالی باید با فردی ثروتمند ازدواج کند، بنابراین وقتی لستر بسیار ثروتمند به روستای او میآید، سالی به دنبال او میرود. لستر به امید اینکه کسی او را شناسایی نکند، به طور ناشناس سفر کرده است، بنابراین وقتی سالی او را به دست میآورد، احساس گناه میکند و اعتراف میکند که از ابتدا میدانسته او کیست.