خط داستانی
فریبنده لیلا تمپلتون هارلت کراسلی را به یک قرار ملاقات ظاهری در مهمانی شام همسرش مارشیا میکشاند و هر دو را به تمسخر میگیرد. پس از موقعیتهای دیگر و اعلام نیاز او به "آزادی شخصی"، مارشیا از او طلاق میگیرد. هارلت که هنوز عاشق لیلا است، با او ازدواج میکند، اما او همچنان یک فریبنده خودخواه باقی میماند و اوتیس وِیل، که لیلا با ناز و کرشمهاش او را دیوانه کرده، او را ربوده و در فرار دیوانهوارشان، اتومبیلشان از صخره سقوط میکند و هر دو کشته میشوند. وقتی هارلت میفهمد که "خانم کراسلی" مرده است، تصور میکند که این مارشیا است و به سمت او میشتابد. آرامشی که او نشان میدهد، او را متقاعد میکند که "پیوند نامرئی" آنها دست نخورده باقی مانده و آنها آشتی میکنند.