خط داستانی
دعای یتیم هیلدا سوئنسون زمانی به اجابت میرسد که یک شرکت کلونیزاسیون سوئدی-آمریکایی موافقت میکند او را به آمریکا بفرستد. در کشتی بخار، او با اولاف، یک سوئدی جوان، و دونا، یک پیامرسان دشمن که به عنوان مسافر جا زده است، ملاقات میکند. وقتی متوجه میشود که سرویس مخفی در تعقیب اوست، دونا مدارک محرمانه را در لبه دامن هیلدا میدوزد. سپس او به همکارش فلیکس مارتینز تلگرافی میفرستد و به او اطلاع میدهد که دختر سوئدی را متوقف کند.