خط داستانی
اوجو و آنک نانکی از غذا بیبهرهاند، بنابراین تصمیم میگیرند به شهر زمردی سفر کنند تا هرگز گرسنه نمانند. در راه، آنها با مویل، یک یتیم و الاغ سرگردان، آشنا میشوند که آنها را به دکتر پیپت میبرد، که به مدت نه سال در حال تهیه پودر زندگی بوده است. اوجو مقدار زیادی مغز به خدمتکار پچورک مارگولوت اضافه میکند قبل از اینکه او با پودر به زندگی برگردد. وقتی اسکرپها به زندگی میآید، به طور تصادفی مایع پتریفیکیشن را بر روی آنک نانکی، مارگولوت و دانکس (دوستپسر جسیوا) میریزد. بنابراین همه به سفرهای جداگانهای برای پیدا کردن مواد لازم برای پادزهر میروند.