خط داستانی
در کنار تخت مرگ مادرش، کیت قول میدهد که برادر جوانش را به مردی تبدیل کند. سرپرست مزرعه که مشتاق است با ازدواج با کیت، مالکیت مزرعه را به دست آورد، قصد دارد پسر را از بین ببرد. او پزشکی را میآورد تا ثابت کند که او دیوانه است. کیت به این موضوع باور ندارد. بعداً، سرپرست شوهر بیارزشی برای دیگری میشود و به خاطر پسری که ممکن بود فرزند او باشد، کیت قاعده طلایی را نشان میدهد.