خط داستانی
در جستجوی یک خدمتکار، خانم کوک، یک زن جامعهپسند و بسیار مغرور، به یک آژانس استخدام میرود و لونا، یک زن چاق و دست و پا چلفتی که به تازگی از سوئد آمده است، را استخدام میکند. خدمتکار جدید در خانهی رسمی و مد روز خانم کوک سر و صدای زیادی به پا میکند. در حالی که در اتاقش در طبقه بالا مشغول بازی است، سقف را خراب میکند. خانم کوک او را از اخراج نجات میدهد و سپس با گچکار، جان هینز، که بیوهای است و پدر برت، راننده، تماس میگیرد. جان سقف را تعمیر میکند و در بازگشت به خانه یادداشتی از پسرش پیدا میکند که میگوید قصد ازدواج دارد و از پدرش میخواهد که از او پیروی کند. جان این خبر را به لونا میدهد، به او پیشنهاد ازدواج میدهد و بدون هیچ تردیدی، او قبول میکند.