خط داستانی
در جنوب فرانسه، زنی که پس از مرگ شوهرش مجبور به مدیریت کازینوی قمار میشود که او مالک آن بود. او دخترش را در یک صومعه قرار میدهد و او را از شغل خود بیخبر نگه میدارد. دوازده سال بعد، مادر با یک جوان اشرافی نامزد میشود. اما جوان به طور تصادفی با دختر، که حالا هفده ساله است، ملاقات میکند و به او علاقهمند میشود، بدون اینکه از هویت او باخبر باشد. مادر با درک حقیقت وضعیت، عشق خود را به جوان برای خوشبختی دخترش فدای میکند.